تعصبات احمقانه!

حالا با توجه به نکاتی که در بالا مطرح کردم می توان گفت که تعصبات معقول هم وجود دارد برای توضیح تعصبات معقول می توان از مثال ذیل کمک رفت:

۱ تعصب انسانها در مورد خانواده ای خودش، از قبیل پدر مادر زن، فرزندان وغیره .

۲ تعصب در برابر عقیده وباور محفوف به دلائل قطعی ویقین آور که مدلل به دلائل بدیهی باشند .

۳ تعصب دربرابر عمر ووقت که به هیچ عنوانی حاضر نشود آنرا بیهوده تلف ویا دربرابر چیز های پوچ وبی ثمر به مصرف ساند.

۴ تعصب برای حفظ اموال وسرمایه های مشروع وقانونی وهم چنین دست آوردهای علمی،فرهنگی، هنری .

خوب ساده ترین راه برای توجیه تعصبات فوق همان طبیعی بودن آنهاست درصورتیکه منجر به تضییع حقوق دی‍گران نشود وازاین منظر صدمه ای نه مادی ونه معنوی به هیچ کسی دیگری وارد نشود، در غیر اینصورت، موارد فوق نیز تحت عنوان تعصبات احمقانه قرار خواهند گرفت، البته معنی تعصب در اینگونه موارد به معنی ارتباط وپیوند میان انسان وپدیده های فوق ومرتبط دانستن به خود است نه معنی برتردانستن متعلقات خود بر دیگران به هر نحو ممکن واز هر طریق ممکن،چون درآنصورت باعث تضییع حقوق دیگران شده وتعدی به حریم متعلقات دی‍گران محسوب می گردد واین موضوع با عث می شود که تعادل زندگی اجتماعی بهم خورده وهرج ومرج انارشیزم پدید آید.

متأسفانه در افغانستان یکی از عللی ناکامیهایی حکومت ها و به خصوص دراین دهه ای اخیر با وجود حضور قدرتمند جامعه جهانی وسرازیرشدن سیل کمکهای سرسام آور مالی جهانیان هیچ توفیقی در راستای پایه ها وزیر ساخت های جامعه متمدنانه وپیشرفته به سان جوامع دیگر حاصل نگردیده وجود همان انگلهای متعصب در بدنه ای قدرت است، این انسانهای متعصب که متأسفانه تعدادشان کم هم نیستند مانع بزرگی در مسیر انکشاف توانمندیهای بالقوه مردم افغانستان می باشند،اگر شیوه ای فعلی تغییر قدرت در افغانستان هم چنان ادامه پیدا کند هیچ تغییری در هیچ یکی از عرصه هایی تمدن قرن ۲۱ میلادی ما موفق نخواهیم شد وبه تعبیر همان مردمان قدیمی این تغییر قدرت صرف یک پادشاه ‍گردیشی بیش نخواهد بود

/ 0 نظر / 12 بازدید