بد اخلاقیهایی رسانه ای!

البته بدون شک کسانی هم بوده اند وهستند که با آبیاری درست وحراست عاقلانه توانستند هنوز جوانه های تازه ای از آن درختان پر ثمررا حفظ کرده وبه وسیله میوه های شیرین آنها کام جان مشتاقان را شیرین نگهدارند، خوب هدف از ذکر این دونمونه فقط شاهد آوردن برای این موضوع بود که افراط وتفریط همیشه صاحبان خودشان را ضربه می زنند،علاوه بر اینکه چند صباحی باعث جولان اندیشه ورزان خود می گردند اما بزودی این دواسب چموش صاحبانش را در قهر دره های عمیق پرت می کنند، آسیب این دوپدیده ای تنفر برانگیز متأسفانه تنها خلاصه به سقوط صاحبان خود نمی گردند بلکه در زمان تسلط واستلاءشان بر جامعه تمام نهاد های آن جامعه را آسیب پذیر ساخته که جبران آن آسیب ها وخسارات، سالهای متمادی از سرمایه های ارزشمند جوامع انسانی را نابود کرده وازبین می برند.

به خواطر اینکه از بحث دور نشویم به عنوان بحث برمی گردیم، از آنجایکه در افغانستان امروزی، رسانه های دیداری،شنیداری ونوشتاری در دست دوطیف خاص که عبارت از ملاها ومولویهای برگشته از کشورهای ایران،عربستان،مصر،پاکستان وروشن فکران تحصیل کرده در غرب ویا کسانی دیگری که تحت تأثیر اندیشه های غربی هستند اداره می شوند وگردانندگان وتمویل کنندگان آنها را همین دوطیف تشکیل می دهند متأسفانه مبتلاء به این دوپدیده خطرناک تاریخی می باشند،با توجه باینکه بالای ۹۰٪ مردم افغانستان را مسلمانان تشکیل میدهد، واین اسلامیت وتدین بدین اسلام عقلانی وبرهانی هم نیست کما اینکه قسمت اعظم دینداران باورشان تقلیدی وارثی می باشد زمینه ساز سوء استفاده هایی بسیاری گردیده است به خصوص در افغانستان که علاوه بر مقلد بودن توده ای مردم درحوزه ای فرهنگی، علم برداران دین وفرهنگ نیز مقلدند خود مزید برعلت درشکل گیری افراط وتفریط در میان هرگروه گردیده است،یکی ناشیانه تنها وتنها دین وحکومتی درپرتو قوانینی دینی را موجب سعادت ورستگاری جامعه ومردم افغانستان میدانند آنهم قرائت خاصی ازدین را که خودشان از منابع مختص به حوزه ای تحصیل وفراگیری خود بدست آورده اند نه هرنوع قرائت دینی، تا چه رسد به معارف بشری  دیگری که از غیر حوزه ای دین سرچشمه گرفته اند، که به هیچ وجه آنها را نمی پذیرند وباعث ضلالت وگمراهی میدانند وحاملین آنهارا شایسته ای هر نوع لعن ونفرین حتی سزاوار مرگ دانسته وخون شان مباح می شمارند، این گروه در حوزه ای معارف دینی افراط ودر حوزه ای معارف بشری تفریط می کنند وبا این اعمال ورفتار شان زمینه ای هر نوع رشد وپیشرفت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی وفرهنگی را گرفته اند.

اما گروه دوم دقیقا برعکس گروه اول عمل می کنند آنها معتقدند که سرچشمه تمام بدبختیها،نا امنیها،فسادها،فقرها وکشمکش های بین الاقوام در عرصه های گوناگون حیات اجتماعی افغانها در یک چیز نهفته است وآن دین اسلام است،اگر نفاق است،اگر فقراست،اگر بیکاری است، اگر نابرابری اجتماعی است، اگر جهل ونادانی است،اگر بی اعتمادی میان ملیتهاست، اگر جنگ وترور وانتحار انفجار است، اگر فساد اخلاقی واجتماعی واداری است همه وهمه زیر سایه دین وباورهایی به گفته ای آنان گهنه وپوسیده ای است که هزار وچهارصد سال از عمر آن گذشته است، اگر این احکام وموضوعات دینی، سامی وعربی فرض کنیم خوبیهای دارند برای همان هزار وچهارصد سال قبل که عصر جهالت وبربریت بشر بوده است مناسب بوده نه برای امروز که عصر فکر واندیشه وتکنولژی می باشد، این گروه نیز کور کورانه تنها راه نجات مردم افغانستان را سراپا سکولار شدن میدانند می گویند ما باید همان دیموکراسی حاکم در کشورهای غربی با تمام اجزاء وعناصرش را در افغانستان پیاده کنیم تا مثل آنها به سعادت ورفاه برسیم وتمام سنت ها وباور های هزاران ساله خودمان را که همه ای شان خرافات وافسانه هستند را دور بریزیم بدون اینکه تاریخ بوجود آمدن دیموکراسی وشرائط وزمینه های رشد وانکشاف آن را در غرب در نظر بگیرند در حالیکه کشورهای غربی برایی رسیدن به دیموکراسی پله هایی بی شماری را طی کرده اند وموانع ومشکلات و چالشهای خطر ناکی را پشت سر گذاشته اند نه در ظرف یک سال ودو سال وده سال بلکه صد ها سال مقدمه چینی به این مرحله رسیده اند تازه بکلی دین را از عرصه ای زندگی شان حذف نکرده اند باورها وسنت نیاکان  شان را بکلی با شمشیر دیموکراسی سر نزده اند حالا هم ملیونها انسان باورمند بدین درمتن قویترین دیموکراسیهای جهان وجود دارند اما با باورهای معتدلتر وانکشاف یافته تر در پرتو معارف بشری اما متأسفانه مقلدان افغانی دیموکراسی آن چنان شمشیر را بر علیه دین از رو بسته اند که امکان هر گونه تعامل وهمزیستی میان قوانین واحکام دینی واحکام مدرن دنیای امروز را عملا غیر ممکن ساخته، در جدال وکشمکش میان این دو گروه مردم بی چاره ومظلوم افغانستان قربانی می گردند وبیش از گذشته شکافها وشقاقها دمار از زندگی مردم در آورده اند کار را برای مردم به جای رسانده اند که امنیت وآرامش روحی وروانی ورفاه اقتصادی در سرزمین به نام افغانستان تبدیل به آرزوی محال گردیده اند به خصوص اینکه امروز هر دو گروه مجهز به تریبونهای به نام تلویزیون،رادیو،انترنت،وروزنامه ها ومجلات پر شمار چاپی هم گردیده اند که در اینجا باید به روح سنایی بزرگ درود فرستاد که فرمود:

چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا.

/ 0 نظر / 11 بازدید